X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 27 اسفند 1388
 
 
نتایج یک پژوهش:
مبتلایان به ام‌اس از ورزش نترسند
جام جم آنلاین: مبتلایان به بیماری ام.اس همواره ترس از فعالیت دارند. عدم تعادل درحین راه رفتن، لرزش، ناپایداری در راه رفتن، سرگیجه، حرکات ناگهانی اندام ها، عدم هماهنگی بدن و ضعف از جمله عوملی است که مبتلایان به بیماری ام.اس از حضور در عرصه های اجتماع باز می دارد. تحقیق حاضر نشان داد تمرین، مسافت راه رفتن و قدرت بیماران ام.اس را افزایش می دهد.

به گزارش ایسنا ، «تأثیر 8 هفته تمرین منتخب بر مسافت راه رفتن، قدرت و خستگی بیماران (MS)» عنوان تحقیقی است که توسط ساراخداداده، محمدرضا کردی، نیکو خسروی و بهرام سنگلجی انجام شده است. این تحقیق در هفتمین همایش بین المللی تربیت بدنی ارائه شد.

بخشی از این تحقیق در زیر آمده است: مبتلایان به بیماری ام.اس می توانند دچار یک مشکل حسی ساده تا فلج هر چهار اندام شوند. بیماری (MS) اغلب منجر به حساس و زود رنج شدن، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس مبتلایان می شود. آن ها بدلیل وجود مشکلاتی نظیر اختلال کنترل اسفنکتری و یا ناتوانی در راه رفتن برای اجتناب از جلب توجه دیگران تمایل کمتری برای حضور در جامعه نشان می دهند.

خستگی یکی از معمول ترین علائم مولتیپل اسکلروزیس است که در نهایت روی دو سوم بیماران اثر می گذارد. به علاوه نزدیک نیمی از بیماران گزارش داده اند که خستگی ناشی از (MS) به عنوان بیشترین خصیصه ناتوان کننده بیماری است. خستگی کاملا روی کیفیت زندگی بیماران (MS) اثر دارد. دلیل خستگی در بیماران (MS) هنوز شناخته شده نیست.این پدیده نمی تواند به اندازه کافی بوسیله معلولیت فیزیکی توصیف شود.

غیر از درمان‌های دارویی ، روش های غیردارویی نیز در سال های اخیر، توجه کلیه بیماران از جمله مبتلایان به (MS) را به خود جلب نموده است که تحت عنوان درمان های تکمیلی شناخته شده اند. این درمان ها ماهیت جامعه نگر دارند و برای افزایش آسایش جسمی و روانی بیمار استفاده می شوند. از این قبیل درمان ها می توان لمس درمانی، هیپنوتیزم، ورزش، آروماتراپی، طب سوزنی، طب فشاری و... را نام برد.

باتوجه به اینکه بیماران MS دچار کم تحرکی و بیماریهای ناشی از آن می باشند تقویت عضلات و تمرینات قدرتی می تواند از آتروفی عضلانی جلوگیری نماید و اثرات مثبتی بر روی ضعف حرکتی آنان داشته باشد و حتی باعث کاهش اسپاستیسیتی گردد.

از جمله دیگر مشکلات این بیماران می توان از علائمی همچون عدم تعادل درحین راه رفتن، لرزش، ناپایداری در راه رفتن، سرگیجه، حرکات ناگهانی اندامها، عدم هماهنگی بدن و ضعف را نام برد. چون اکثر این بیماران جوان و در سنین فعالیت می باشند ارائه آموزش های مناسب در زمینه ورزش در افزایش سطح توانمندی جسمانی آنان موثر است.

برای بسیاری ورزش به معنی تحت فشار قرار دادن بدن تا حد درد تعریف شده است که تعریف نادرستی است ، چراکه ثابت شده است که اگر فرد مبتلا به MS تا حد ایجاد درد ورزش کند خستگی و ضعف در آنها افزایش می یابد ، برخی بیماران MS با توجه به این دیدگاه، از پرداختن به ورزش خودداری می کنند.

تمرین ورزشی شدید دمای داخلی بدن را افزایش می دهد .از آنجا که میلین در حالت طبیعی اعصاب را احاطه و از آنها در برابر اثرات افزایش دما محافظت می کند، به دلیل از دست رفتن میلین در بیماران MS هنگام افزایش دمای داخلی بدن میزان برقراری اتصال کوتاه سلول های عصبی را در دستگاه عصبی مرکزی افزایش می دهد. که نتیجه آن تشدید علائم و گاه ظهور علائم جدید است.

روش شناسی:

این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی است. نمونه ی پژوهش شامل 45 نفر از بیماران مبتلا به (MS) مراجعه کننده به انجمن (MS) تهران بودند.

آزمودنی ها 8 هفته و سه جلسه در هفته تمرین کردند و بلافاصله بعد از اتمام جلسات همان آزمون ها از شرکت کنندگان به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.

در این تحقیق، مسافت طی شده بیماران در مدت 12 دقیقه اندازه گیری شد. بدین صورت که هر بیمار به مدت 12 دقیقه اقدام به راه رفتن دور زمین بسکتبال نمود و سپس مسافت طی شده به دقت توسط محقق اندازه گیری و ثبت گردید.

یافته ها:

نتایج آزمون تی نشان داد که متغیرهای مسافت راه رفتن، قدرت در پیش و پس آزمون گروه آزمایش معنی دار می باشد و متغیر خستگی در پیش و پس آزمون گروه آزمایش معنی دار نمی باشد.

بحث و نتیجه گیری:

یکی از اجزای مهم آمادگی جسمانی استقامت قلبی – تنفسی است. استقامت قلبی - تنفسی عبارت است از توانایی انجام فعالیت ورزشی پویا که در آن گروههای عضلانی بزرگ با شدت متوسط تا زیاد برای یک دوره زمانی طولانی مدت، درگیر می شوند. معتبرترین شاخص ظرفیت عملکردی سیستم قلبی - تنفسی اکسیژن مصرفی بیشینه (VO2max) است که بازتابی از توانایی قلب، ریه ها وخون برای انتقال اکسیژن به عضلات درحال کار و استفاده از اکسیژن توسط عضلات هنگام فعالیت ورزشی است.

با توجه به اینکه مسافت راه رفتن با اکسیژن مصرفی عضلات ارتباط مستقیم دارد لذا بهبود مسافت راه رفتن ممکن است بدلیل افزایش ظرفیت عضلات در استفاده از اکسیژن مصرفی یا بهبود عملکرد قلب و ریه ها و خون در انتقال اکسیژن به عضلات باشد.

در تحقیق حاضر افزایش توان هوازی و استقامت متاثر از تمرینات منتخب (شامل تمرینات استقامتی و قدرتی و کششی و تعادلی) بر ظرفیت دستگاه قلبی و تنفسی است که به نوبه خود باعث افزایش مسافت راه رفتن شده است.

با توجه به اینکه بیماران (MS) به دلیل افتادن های مکرر که ناشی از عدم تعادل، خستگی و اسپاستیسیتی است، دچار ترس از راه رفتن هستند لذا ممکن است این افزایش ناشی از کاهش ترس بیماران نیز باشد. افزایش مسافت راه رفتن می تواند ناشی از افزایش قدرت و تعادل و حتی انعطاف پذیری ناشی از تمرینات قدرتی و تعادلی و کششی باشد زیرا هر یک از این عوامل بر مسافت راه رفتن افراد موثر است.

مهم ترین مسأله این است که در این زمینه خاص تحقیقات مشابه دیگری که شیوه اجرای تمرینات آنها مشابه مطالعه حاضر باشد و بتوان از نتایج آن بهره برد وجود ندارد. از نتیجه این تحقیق و سایر تحقیقات می توان اهمیت وجود تمرینات به خصوص تمرینات استقامتی را برای افزایش مسافت راه رفتن بیماران (MS) درک کرد.

نتایج آزمون «تی» نشان داد که قدرت در پیش و پس آزمون در گروه های تجربی معنی دار است. در این مطالعه قدرت بیماران به میزان 14% افزایش یافت.

علت اصلی افزایش قدرت در این تحقیق اثر تمرینات منتخب بر قدرت عضلات از طریق تقویت عضلات و نیز افزایش فراخوانی واحدهای حرکتی و فعال شدن واحدهای حرکتی جدید است. با توجه به اینکه تمرین قدرتی در 8 هفته اول باعث سازگاری های ساختاری و هایپرتروفی جزئی می شود افزایش قدرت در این تحقیق می تواند ناشی از عوامل مذکور باشد زیرا اکثر این بیماران تجربه تمرینات ترکیبی نداشته و برای نخستین بار به طور جدی این تمرینات را انجام داده اند. بدین مفهوم که تارهای عضلانی که تا قبل از شرکت در تمرینات ترکیبی به ویژه تمرینات قدرتی، برای انجام فعالیت عضلانی فراخوان نشدند ، زمینه به کارگیری آنها در شرایط جدید حاصل شده است.

نتایج آزمون «تی» نشان داد که احساس خستگی در پیش و پس آزمون در گروه های تجربی و کنترل معنی دار نمی باشد. شاید علت این که خستگی تغییر معنی داری نکرد ه بود این است که خستگی اصولاً به صورت مرکزی است و در واقع این نوع خستگی یک خستگی عصبی ناشی از بیماری می باشد و ربطی به خستگی عضلانی ندارد.