X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

فشار روحی ( Stress ) و شیوه های درست برخورد با آن

موضوع اصلی این مقاله بررسی راه های کاهش و مبارزه با سیندرم فشار روحی می باشد، اما پیش از پرداختن به این موضوع، برای آنکه مطالب مربوط به این بررسی برای خوانندگان این مقاله بهتر قابل د رک گردند لازم است مختصری پیرامون تعریف فشار روحی و مطالب جانبی آن گفتگو نمائیم.

تعریف فشار روحی ( Stress )

Hans Selyeدر سال ١۹۵۶ فشار روحی را چنین تعریف نمود : فشار روحی حاصل تغییرات فیزیولوژیکی ویژه ای است که بر اثر محرکها و عوامل فشارساز در بدن ایجاد می گردند. هدف مکانیسم فشار روحی در واقع مقابله با مشکل ( Problem ) یا متعادل ساختن و انطباق موجود زنده با شرایط جدیدش می باشد. این مکانیسماز ٣ مرحله تشکیل می گردد :

١ - مرحلۀ هشدار و آماده باش که در طی آن موجود زنده خطری را تشخیص داده و در نتیجۀ آن سیستم عصبی اش فعال و ضربان قلب و تنفسش شدیدتر می گردند، همچنین فعالیت دستگاه گوارشی وی و جریان خون در این دستگاه کاهش یافته و این امر موجب انتقال خون بیشتر به ماهیچه های حرکتی وافزایش میزان چربی خون و قدرت چسبندگی آن می گردد. مردمک چشم بازتر شده و احساس ترس در موجود زنده افزایش می یابد.

۲ مرحلۀ دفاع، مبارزه یا فرار که در طی آن شیوۀ رفتار و برخورد موجود زنده با مشکل آشکار می گردد. این رفتارخود را به یکی از دو صورت زیر نمایان می سازد :

الف : مبارزه با مشکل

ب : اجتناب و دوری از مشکل یا انطباق با آن

٣ مرحلۀ بازگشت به حالت طبیعی و اولیه که در جریان آن ، موجود زنده از نظر جسمی، روحی و روانی مجددا به حالت پیش از مرحلۀ

هشدار و آماده باش بازمی گردد.

انواع فشار روحی

• فشار روحی مثبت ( Eustress )

این نوع از فشار روحی در موفقیت انسان و در فرار از خطرهایی که وی را تهدید می کنند و بطور کلی در بقای انسان و یا هر موجود زندۀ دیگری نقش اساسی داشته و در وضعیتهای فشارساز با ایجاد تغییرات هورمونی در بدن، فعالیتهای جسمی، روحی و روانی موجود زنده را افزایش می دهد. مثال های زیر به درک بهتر این توضیح یاری می رسانند :

مثال ١ : دانشجویی که در چند روز آینده امتحان فیزیک دارد اکنون این خطر را حس می کند که اگر بیشتر مطالعه نکند در پشت سر گذاردن این امتحان موفق نخواهد گردید. در چنین وضعیتی سیستم مغزی وی با ایجاد تغییراتی در میزان هورمونهایی از قبیل آدرنالین، نورآدرنالین ، کورتیزون و برخی هورمونهای دیگر، تمامی سیستم بدنی وی را به حالت آماده باش در می آورد. نیاز وی به استراحت و خواب کاهش یافته و تمرکز فکری اش نسبت به وضعیت عادی پیشین افزایش می یابد و مطالب را بهتر می آموزد. سیستم ایمنی بدن وی نیز در برابر بیماری ها و فشارهای جانبی با قدرت بیشتری از خود واکنش نشان می دهد و به طور کلی توانایی های وی بسیار بیشتر از حد معمول خود می گردند. پس از برگزاری امتحان سیستم بدنی وی مجددا به وضعیت طبیعی خود بازگشته و از حالت آماده باش و فعالیتهای زیاد خارج شده و به حالت استراحت در می آید.

مثال ۲ : انسان نخستین که در جنگل نیز زندگی می کرده است به هنگام روبرو شدن با حیوانات وحشی با دریافت دستورالعمل از سیستم مغزی خود با حیوان وحشی مبارزه کرده و یا از برابر او فرار می نموده است.

توضیح سادۀ فیزیولوژیکی این امر این است که با تغییر میزان ترشح هورمونهای آدرنالین، نورآدرنالین ، کورتیزون و غیره در بدن، تپش قلب و تنفس تندتر شده واکسیژن بیشتری توسط خون به ماهیچه ها و عضلات حرکتی رسیده و با منقبض شدن این ماهیچه ها قدرت دست و پا و سایر اندامهای حرکتیچند برابر شده و انسان یا به مقابله با حیوان بر می خیزد و یا فرار را بر قرار ترجیح می دهد. پس از سپری شدن این وضعیت، یعنی پس از پایان مرحلۀ به کار افتادن مکانیسم مبارزه فرار ( Flucht- Kampf- Mechanismus ) شخص به حالت اولیۀ آرامش و استراحت خود باز می گردد.

• فشار روحی منفی ( Distress )

در گفتار عمومی فشار روحی منفی را همان فشار روحی ( Stress) می نامند و آن زمانی است که نزد کسی که با وجود آنکه دیگرخطری او را تهدید نمی کند و یا وقتی که قادر نیست خود را با شرایط جدیدی که خود ایجاد نموده و یا اجبارا برایش فراهم کرده اند سازگار و منطبق سازد، مرحاۀ اول مکانیسم فشار روحی، یعنی مرحلۀ هشدار و آماده باش، به درازا کشیده و بیش از حد طولانی گردد.

در چنین وضعیتی بدن همچنان درحالت آماده باش بسر برده و ( از فشار روحی مثبت ) نتیجۀ معکوس گرفته می شود. از میان علائم این فشار روحی منفی می توان از زیاد شدن ضربان قلب ( بدون وجود تحرک بدنی )، فعالیت زیاد فکری، چربی زیاد خون، تمایل به خوردن غذاهای انرژی زا و پر چربی، کمی خون در دستگاه گوارش و در نتیجه سوء هاضمه، رسیدن زیاد خون به ماهیچه ها و در نتیجه بیماری های عروقی، عادت به تنفس سریع، کمبود خواب، افسردگی ، احساس ترس و ناامنی بی دلیل و نبز از کاهش قدرت تمرکرفکری نام برد. این ناهنجاری ها می توانند موجب صدمات جبران ناپذیر جسمی و روحی و روانی گردیده و در نوع شدید خود حتی به مرگ نیز منتهی گردند.

دانشجوی یاد شده در مثال شمارۀ ١ که پیش از امتحان ضربان قلبش سریع شده و بدنش حالت آماده باش پیدا نموده است اگر پس از پشت سرگذاشتن امتحان و واردشدن به مرحلۀ استراحت ضربان قلبش به حالت عادی بازنگردد از فشار روحی مثبت نتیجه ای معکوس می گیرد و اگر در همان حالت آماده باش نیز فشار روحی اش بیش ار حد افزایش یابد با پیدا کردن ضربان بالا و انقباض عضلانی شدید، دیگر کنترلی بر امتحان خود نداشته و به دلیل شتابزدگی و عدم تمرکز فکری مطالب درسی را نیز خوب فرا نمی گیرد و به بی خوابی، سردرد و بی قراری مبتلا می گردد و حتی ممکن است که از ترس امتحان بیمار گردد

در مثال شمارۀ ۲ نیز هنگامی که انسان نخستین با یک حیوان وحشی روبرو می گردیده است، اگر فشار روحی او به هنگام بروز این خطر به صورتی منفی بروز می کرده است با پیدا کردن حالت شوک قادر به نشان دادن واکنش صحیحی نبوده و در اصطلاح عمومی خشکش می زده است که این وضعیت نیز نتیجه ای به جز نابودی و یا زخمی شدن وی به همراه نمی داشته است.

به هنگام پیدا شدن فشار روحی منفی، شخص به دلهره و انقباض عضلانی دراز مدت توام با درد مبتلا می گردد که اغلب در ناحیۀ شانه، کمر و پاها ظاهر می گردد. و در صورت پیدایش سیندرم فشار روحی، وی می تواند به بیماری های درد معده، میگرن، حواس پرتی، افسردگی و یا سرطان مبتلا گردیده و حتی با خطر مرگ روبرو گردد و یا آن که بیماری هایی که به آنها مبتلا است تشدید گردند.