X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 23 آبان 1387
مطالعات جدید نشان داده است:
نقش ژنتیک در بروز اختلالات اضطرابی
دانشمندان فنلاندی، ژن‌هایی را شناسایی کردند که می‌توانند مستعد اختلالات اضطرابی باشند. تحقیق انجام شده تحت نظارت fellow iris hovatta روی ژن‌های تاثیرگذار بر رفتار انسانی نشان داد برخی ژن‌های مورد مطالعه یک ارتباط آماری بین اختلالات اضطرابی خاص را دارد.  

 

 

تیم هوواتا پیش از این، سابقه ژنتیکی اضطراب را در مدهای تجربی مورد مطالعه قرار داده بود.

هوواتا اذعان کرد نکته جالبی در ژن‌های متفاوتی در این 2 گروه مشاهده شد و این نشانه‌ای است بر ارتباط بین انواع خاص اختلالات اضطرابی از قبیل اختلال پانیک (ترس)، ترس‌های اجتماعی یا اختلال اضطرابی عمومی‌. به گفته این تیم، عوامل محیطی از قبیل وقایع زندگی پراسترس در افراد دارای این ژن، بسادگی یک اختلال اضطرابی ایجاد می‌کند.

کانون مطالعات دیگر این تیم روی فرآیندهای سلولی و مولکولی است که این ژن‌ها را به قاعده رفتار اضطرابی ارتباط می‌دهد. علاوه بر این، دو گروه از اسپانیا و ایالات متحده سعی بر آن دارند که این یافته‌ها را در سیستم داده‌های اختلالات اضطرابی خود کپی کنند تا ژن‌های شناسایی شده توسط دانشمندان فنلاندی را در دیگر جمعیت‌ها نیز مورد بررسی قرار دهند.

امید است ترکیب دقیق علم وراثت و نوروبیولوژی از اختلالات اضطرابی به بهبود درمان چه با استفاده از دارو و روان درمانی کمک شایانی کند.

بر اساس آمارهای موجود، 22درصد زنان و 19درصد مردان در دنیا از اختلالات اضطرابی رنج می‌برند که ابتلا به این اختلالات زندگی آنان را با مشکل مواجه می‌کند.

به گفته پزشکان، در حال حاضر دارویی که مستقیم در درمان اختلالات اضطرابی به کار می‌رود در دسترس نیست. برخی بیماران با درمان فعلی بهبود نسبی می‌یابند و در نیمی ‌دیگر اثربخش نیست. تحقیقاتی برای درمان‌های جدید در جهت کمک به افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی در حال طراحی است که به زندگی مولد و رضایتبخش منجر می‌شود.

دکتر «سیداحمد رضایی‌منش» یک روانپزشک در این زمینه به خبرنگار جام‌جم می‌گوید: علم ثابت کرده است ژنتیک در بروز اختلالات اضطرابی نقش موثری دارد به طوری که شیوع اختلالات اضطرابی در میان بستگان بیماران حدود 15درصد بیشتر از کل جمعیت یک کشور است و حدود 3درصد نیز به شیوه تربیت بستگی دارد.

نتایج مطالعه‌ای توسط اسلتیژ و شیلدز روی 17زوج دوقلوی یک تخمکی و 28 دوقلوی دو تخمکی نشان می‌دهد که علائم بروز اختلالات اضطرابی در دوقلوهای یک تخمکی 41درصد و در دوقلوهای دو تخمکی 4درصد است.

به گفته وی، اختلالات اضطرابی دارای انواع مختلفی از جمله اختلال اضطرابی اجتماعی و اختلال اضطرابی عمومی ‌است‌، در اختلال اضطرابی اجتماعی، افراد ترس از اجتماع‌، ترس دائمی ‌شدید و مزمن از دیده شدن و قضاوت توسط دیگران دارند و با کارهای خودشان حقیر و دستپاچه می‌شوند.

این ترس ممکن است آنقدر شدید باشد که با کار یا مدرسه و دیگر فعالیت‌های روزانه تداخل کند. حتی اگر فعالیت‌های آنها زیاد و بدون مسوولیت باشد، قادر نیستند بر ترسشان غلبه کنند. افراد با ترس از اجتماع اغلب برای روزها و هفته‌ها پیش از وقوع یک موقعیت وحشتناک نگرانند و ترس از اجتماع می‌تواند تنها به یک نوع موقعیت محدود شود، از قبیل صحبت کردن در موقعیت‌های رسمی ‌یا غیررسمی، ‌اما این مشکل ممکن است آنقدر گسترده باشد که افراد علائم را تقریباً هر وقتی در اطراف افراد دیگر هستند، تجربه کنند که احتمالاً آنها را از رفتن به محل کار یا مدرسه در برخی روزها باز می‌دارد.

بسیاری از افراد با این بیماری در پیدا کردن و نگه داشتن دوستانشان مشکل دارند. علائم فیزیکی اغلب ترس از اجتماع را همراهی می‌کنند و شامل سرخ شدن صورت، عرق کردن فراوان، لرزیدن، تهوع و اشکال در صحبت کردن هستند. ترس از اجتماع، حدود 15 میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می‌کند.

زنان و مردان به میزان مساوی مبتلا می‌شوند. اختلال معمولاً در کودکی یا اوایل نوجوانی شروع می‌شود. شواهدی وجود دارد که فاکتورهای ژنتیکی درگیر هستند. ترس از اجتماع اغلب همراه با دیگر اختلالات اضطرابی یا افسردگی رخ می‌دهد. سوءمصرف مواد یا وابستگی ممکن است در کسانی که تلاش می‌کنند با نوشیدن الکل و سوء مصرف مواد «خود درمانی»  کنند، ایجاد شود.

نوع دیگری از اختلالات اضطرابی، اختلال اضطرابی عمومی‌ است که با سطوح غیرطبیعی نروترنسمیترها در مغز مرتبط است. افراد مبتلا به این نوع اختلال همیشه در مورد سلامت‌، مال‌، خانواده یا کار نگران هستند. ترس آنها از سطوح طبیعی اضطراب که مردم بصورت روزمره تجربه می‌کنند ، بسیار بیشتر است ‌، برخلاف بقیه اختلالات اضطرابی، افراد مبتلا به اختلال اضطرابی عمومی‌ (GAD) ‌ از موقعیت‌های خاصی به عنوان نتیجه اختلال آنها اجتناب نمی‌کنند.

در موارد خفیف، افراد مبتلا به این اختلال ممکن است قادر به عملکرد در محیط اجتماعی یا شغلی باشند؛ هرچند GAD شدید می‌تواند ناتوان‌کننده باشد، حتی انجام فعالیت‌های روزانه عادی را مشکل کند. GAD حدود 8/6 میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می‌کند و در زنان 2 برابر مردان است.

اختلال بتدریج می‌آید و می‌تواند در هر نقطه‌ای شروع شود، اگر چه خطر بین دوران کمکی و میانسالی بالاترین است. این اختلال وقتی فردی در مورد تعدادی از مشکلات روزمره برای حداقل 6 ماه فوق‌العاده نگران باشد، تشخیص داده می‌شود.

شواهدی وجود دارد که ژنتیک نقش نسبتاً کمی ‌در GAD دارد. GAD معمولاً با دارو درمان می‌شود. از آنجایی که GAD بندرت به تنهایی رخ می‌دهد، حالات همراه از قبیل اختلال اضطرابی، افسردگی، یا سوء مصرف مواد باید همراه با آن درمان شوند.

دکتر رضایی‌منش درخصوص شیوه‌های درمانی برای اختلال اضطرابی ادامه می‌دهد: شیوه‌های درمانی برای اختلالات اضطرابی شامل داروها‌، رفتار درمانی و درمان ادراکی هستند و به کارگیری تکنیک‌های تمدد اعصاب‌، تغییرات در شیوه زندگی‌، رژیم سلامت‌، آروماتراپی‌، ورزش و  درمان‌های گیاهی نیز برای کاهش اضطراب توصیه می‌شوند.

درمان‌های موثر برای هر اختلال اضطرابی خاص همواره  در حال توسعه هستند، به طور معمول 2‌نوع درمان برای اختلالات اضطرابی  وجود دارد؛ یکی دارو و درمان از طریق گفتگو با بیمار و دیگری روان درمانی. البته داروها یک اختلال اضطرابی را درمان نخواهد کرد، اما می‌توانند علائم را تحت کنترل درآورند و بیمار را قادر به هدایت به سمت یک زندگی طبیعی و رضایت‌بخش کنند.

دسته‌بندی‌های مهم داروهایی که برای اختلالات اضطرابی مختلف به کار می‌روند از جمله ضدافسردگی‌های سه حلقه‌ای زمانی مصرف می‌شود که سه حلقه‌ای‌ها در درمان افراد با اختلالات اضطرابی و افسردگی که همزمان رخ می‌دهند مفید هستند.

به گفته وی ، داروهایی دیگر به عنوان مهارکننده های انتخابی باز جذب سروتونین هستند که جدیدتر  از سه حلقه‌ای ها مهارکننده‌های انتخابی باز  جذب سروتونین عوارض جانبی کمتری دارند و بهتر تحمل می‌شوند و اثرات کمتری بر گیرنده‌های هیستامینی و موسکارینی دارند.

مهارکننده‌های مونو آمینو اکسیداز: مهارکننده‌های مونوآمینو اکسیداز قدیمی‌ترین دسته ضدافسردگی‌ها هستند. فنلزین معمول‌ترین است که تجویز می‌شود و برای درمان اختلال پانیک و ترس از اجتماع به کار می‌رود. بنزودیازپین‌ها قدرت بالا دارند؛ علائم را بسرعت برطرف می‌کنند و با عوارض جانبی کمی‌ همراه هستند. گرچه خواب آلودگی می‌تواند یک مشکل باشد، اما بنزودیازپین‌ها به طور معمول برای دوره‌های کوتاه زمانی تجویز می‌شوند و وقتی برای درمان اختلال ترس به کار می‌روند برای 6 ماه تا یکسال تجویز می‌شوند.

افرادی که مشکلاتی با دارو یا سوء مصرف الکل داشته‌اند معمولا نامزدهای خوبی برای این داروها نیستند، زیرا ممکن است به این داروها وابسته شوند. روان درمانی نیز شامل گفتگو کردن با یک متخصص سلامت ذهن آموزش شده از قبیل یک روانپزشک‌، روان‌شناس یا جهت یادگیری چگونگی تعامل با مشکلاتی از قبیل اختلالات اضطرابی است. این درمان‌ها غیراز ناراحتی موقتی از افزایش اضطراب، هیچ عوارض جانبی بدی ندارند.

داروها ممکن است با روان درمانی ترکیب شود و برای بسیاری از مردم این بهترین انتخاب برای درمان است. عود اضطراب نیز می‌تواند به طور موثر درمان شود و به همان روش اپیزودهای ابتدایی کنترل می‌شوند. مهارت‌هایی که در تعامل با اپیزود ابتدایی یاد داده شدند می‌توانند در مواجهه با اضطراب آینده کمک کننده باشند.

دکتر رضایی‌منش در پایان می‌گوید: بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی از پیوستن به یک گروه کمک‌کننده و سهیم کردن مشکلاتشان و موفقیت‌هایشان با دیگران سود می‌برند. خانواده در بهبود بیمار مبتلا به یک اختلال اضطرابی اهمیت زیادی دارد.

اگر خانواده تمایل به بی‌اهمیت دانستن اختلال داشته باشد یا خواستار بهبود بدون درمان باشد فرد مبتلا رنج خواهد کشید و داروسازان نقش بسیار سخت و فرصتی استثنایی در ارزیابی اختلالات اضطرابی بیمارانشان و فراهم کردن  توصیه به بیمارانی که داروهای ضد اضطراب مصرف می‌کنند دارند.

رقیه نوری